اين تك بيت را بعد از چند وقت مي گذارم تا سبب فعاليت بيشتر خودم باشد. اين شعر متعلق به مجيد افشاري است.
قيل و قال كوچه را هم با تفكر بشنويد
طفل بازي گوش روزي پير مجلس ميشود
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 18:58  توسط سیدجوادسیدپور
|
مجید افشاری مفرداتی دارد که گاه خود بیش از یک غزل کامل ،رسا و جذاب است. نمونه اش را می توان در زیر خواند.این تک بیت می تواند قابل توجه خاله زنکان سیاسی ما نیز واقع شود.
جر و بحث این چه گفت و آن چه گفت
حرف مفت و حرف مفت و حرف مفت
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 17:49  توسط سیدجوادسیدپور
|
امرسون می گوید :در هر انسان چیزی هست که می توان آن را یادگرفت و من در این قسمت شاگرد او هستم .دوستان ما هم چیز های زیادی برای آموختن و آموزاندن دارند. مثلا رضا یعقوبی تاتر خوانده اما گرافیست است و صفحه بندی می کند ولی در عین حال یک خصلت نا شناخته نیز دارد، او شعر هم می گوید. در زیر یکی از غزل های خوب او را می خوانید.
سنگفرش کوچه ما آجری است تا
آمدم بگویمت زیبا بایست تا
من حرف های نگفته برایت نوشته را
از دفترم بخوانم و کیست تا
بشنود تمام دلم را در این غزل
من دفترم برایت گریست تا
اشکهای من امشب غزل نشد
دست تو به من نداد بیست تا
من در همان کلاس اول قبلی نشسته ام
مردود چند ساله درس تو کیست تا
این قطار متروک دلم چند سالی است
در فکر رسیدن به ایستگاه نیست تا
هر مسافری که تو باشی سوار شو
تاخیر من برای تو عمری است تا
ساک چرمی ات به زمین دلم نخورد
سوزن برای رفتنم آزاد نیست تا
+
نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 14:25  توسط سیدجوادسیدپور
|