تبليغاتX
ثنا



این غزل از یک دریازده عاشق است که همچنان با خیال روستایی خود جهان را نقش می زند و زندگی را معنا می بخشد، ببین چگونه "بعضی ها را" هندسی و مستطیل دیده است. این غزل از محمد علی (کاظم) رضازاده است.

حضور هندسی و مستطیل بعضی ها!
جنازه های کماکان شکیل بعضی ها!

دوباره حال غریب مرا بهم زده است
افاده های عریض و طویل بعضی ها!

لباس ها به تن آس و پاس ها زیباست
و عشق هم به دل بی دلیل بعضی ها!

خدا کند که نیفتد به یاد "هند" دلی
به نام عشق و وفا، فکر "فیل" بعضی ها!

برو بمیر که قربانی فریب شدی
فریب دره ی زیر سبیل بعضی ها!

شب است و خواب ندارند، این خودش کلی است
چه عاشقانی!...به ... از قبیل بعضی ها!

دوباره صبح، دوباره حدود ساعت چند
شروع زندگی بی دلیل بعضی ها!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 17:29  توسط  سیدجوادسیدپور  | 

 يك "عشق غزلي" پيام گذاشته كه اين شعر كاظم رضازاده را برايش بگذارم . اين هم غزل.

من و تو نقطه ي پر قوت خيال هميم

 كليد پاسخ چشم پر از سوال هميم

قبول كن كه در اين جبر اختياري نيست

من و تو در پي هم نيستيم و مال هميم

چه ماجراي عجيبي است در گريز از هم

- به دل مراجعه كن- باز زير بال هميم

من و تو ميوه جادويي همين باغيم

من و تو نيمه ي نارنج دير سال هميم

تو اي شرافت شرقي، شعور شعرم باش

من و تو نقطه برخورد و اتصال هميم

اگر محرم هم نيستيم روي زمين

در آسمان لا اقل هلال هميم

هميشه ميل گريز از تو لذتي دارد

تو هم فرار كن از من ،اگر چه مال هميم 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:5  توسط  سیدجوادسیدپور  | 

 
این مطلب را برای سایت عصر ایران نوشتم به مناسبت پرواز پرنده بی قرار قیصر امین پور.البته این متن بسیار شتابناک نوشته شده است. 

عصرایران؛ سید جواد سیدپور- "گل ها همه آفتابگردانند" و قیصر نیز گل بود و آفتاب گردان و به آفتاب پیوست.

"مرگ از طنین هرگز/ می زاید" و قیصر گفت: "هرگز / دلم نخواست بگویم"/ هرگز ".

با آن پیکر رنجورش زندگی را سرافرازانه زیست و خطی از نور بر روشنایی شب حیات کشید و رفت. زیاد نسرود اما عالی سرود و در خواب های کودکی اش گم شد.

" در خواب های کودکی ام/ هر شب طنین سوت قطاری/ از ایستگاه می گذرد".

و امروز سه شنبه است همان سه شنبه بی حوصله که او گفت:"سه شنبه؛/ چرا تلخ و بی حوصله؟/ سه شنبه؛/ چرا این همه فاصله؟/ سه شنبه؛/ چه سنگین! چه سرسخت، فرسخ به فرسخ/ سه شنبه/ خدا کوه را آفرید/" .

او گذشت. از ما گذشت. از زندگی گذشت، از همه چیز گذشت و رفت و به جاودانگی پیوست به یاران دیرین که آن سوی حیات اند:

                                             در غربت مرگ بیم تنهایی نیست
                                             یاران عزیز آن طرف بیشترند

به یاد او که قیصر ما بود و امان و امین ما، شعر "یادداشت های گم شده" اش را مرور می کنیم:

پس کجاست؟
چند بار
خرت و پرت های کیف بادکرده را
                                   زیرو رو کنم:
پوشه مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسر کار
کارت های اعتبار

کارت های دعوت عروسی و عزا
قبض های آب و برق و غیره و کذا

برگه حقوق و بیمه و جریمه و مساعده
رونوشت بخشنامه های طبق قاعده

نامه های رسمی و تعارفی
نامه های مستقیم و محرمانه معرفی

برگه رسید قسط های وام
قسط های تا همیشه ناتمام...

پس کجاست؟
چند بار
جیب های پاره پوره را 
              پشت و رو کنم:
چند تا بلیت تا شده
       چند تا اسکناس کهنه و مچاله
              چند سکه سیاه
صورت خرید خواروبار
صورت خرید جنس های خانگی...

پس کجاست؟
یادداشت های درد جاودانگی؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 11:23  توسط  سیدجوادسیدپور  | 

این دو بیت از کاظم رضا زاده است که به عنوان آغاز دوباره این "غزلپاره" منتشر می شود.

جنون به خورد تو دادند مست برگشتی

روان به کعبه شدی بت پرست برگشتی

صفا و مروه ی من بین چشم های تو بود

پیاده رفته ی من روی دست برگشتی

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 13:20  توسط  سیدجوادسیدپور  |