اين شعر از محمد كاظم كاظمي است
يلدا حريف اينهمه سختي شود مگر
سيبي كه ميخوريد درختي شود مگر
مستوجب عطاي بخيلان شوي شبي
منظور وعدههاي وكيلان شوي شبي:
من آمدم ترانه بيارم برايتان
آجيل و هندوانه بيارم برايتان
روزانتان هميشه به جوزا بدل شود
شبهايتان هميشه به يلدا بدل شود
آن قصر زرنگار، پس از كوه و جنگل است
سختي هميشه در صد و سي سال اول است
ديگر كليد بخت به جيب تو ميشود
هر شب خوراك برّه نصيب تو ميشود
تا هندوانه پوست شود صبر كن عزيز!
آن پوست سهم توست شود، صبر كن عزيز!
***
كوچك زياد بودهاي، اينك بزرگ شو
اين پوست را رها كن و اي برّه! گرگ شو
سال دگر به سيب زميني بسنده كن
مردان سيبخور را چون سيب رنده كن
امسال اگر بريدة نان ميخوريم ما،
سال دگر خوراك شبان ميخوريم ما