این دوبیتی از رضا یعقوبی گرافیست و صفحه آراست او را می توان بدون شعرهایش نیز دوست داشت.
من شعر كه مي گويم، با نام تو مي گويم
تسبيح كه مي گويم، «يا نام تو» مي گويم
انگار تو را ديدم در خط افق، از دور
خورشيد تو مي تابد، تا نام تو مي گويم
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 11:54  توسط سیدجوادسیدپور
|
این دو بیت از کاظم رضا زاده است که به عنوان آغاز دوباره این "غزلپاره" منتشر می شود.
جنون به خورد تو دادند مست برگشتی
روان به کعبه شدی بت پرست برگشتی
صفا و مروه ی من بین چشم های تو بود
پیاده رفته ی من روی دست برگشتی
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 13:20  توسط سیدجوادسیدپور
|
مدتي اين مثنوي تاخير شد اما اميدوارم مجال تلاش بيشتر بيابم. اين دو بيت از آن كاظم رضا زاده است.
انتظار پشت انتظار شد نديدمت
فصل ها يكي يكي بهار شد نديدمت
هيچ از خودت سوال كرده اي ؟ نكرده اي؟
اينكه چند سال آزگار شد نديدمت؟
+
نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 16:49  توسط سیدجوادسیدپور
|
دو بيتي از رضا يعقوبي:
من از هزار سال بعد مي آيم
هميشه پرشتاب مثل رعد مي آيم
دلم گرفته برايت، تبسمي ، اخمي
نگاهم ار نكني روز بعد مي آيم
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 20:9  توسط سیدجوادسیدپور
|
مهدی طوسی طناز و طنز پرداز خودمان یک ترانه قشنگ برای سید محمد خاتمی ،زمانی که می خواست به سازمان ملل برود، گفته که زیباست وخواندنی.
برو با زور گویی ها جدل کن
برو صلح جهان را محتمل کن
ولی انصافا و مردانه سید
اگر حرفی زدی آنجا عمل کن
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 19:14  توسط سیدجوادسیدپور
|
شعری از عمران صلاحی
مردیم در این زمانه از دلتنگی
اوضاع زمانه هم شده خرچنگی
خشک است و عبوس هر که بینم یارب
قدری برسان تهاجم فرهنگی
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 17:30  توسط سیدجوادسیدپور
|